امروز چهارشنبه , ۵ اردیبهشت , ۱۳۹۷ شما در جدید ها 96 هستید.

نوامبر 2017 - صفحه 4 از 11 - جدید ها 96

پخش آنلاین موزیک اختصاصی جدید ها 96
عضویت در کانال جدید ها 96

مطالب محبوب بیشتر

مطالب جدید بیشتر

اطلاعیه سایت

سایت جدید ها 96 در ستاد ساماندهی پایگاه های اینترنتی ثبت شده است و مطالب بنا به درخواست کارگروه مصادیق مجرمانه حذف خواهد گردید


دانلود رمان ترس از دست دادنت pdf

131

بازدید

۲۹ام آبان ۱۳۹۶
 کانال جدید ها 96

دانلود رمان ترس از دست دادنت pdf

دانلود رمان ترس از دست دادنت pdf

این رمان آنلاین می باشید

در صورت عدم رضایت صاحب اثر نسبت به معرفی رمان لطفا به ما اطلاع دهید

https://telegram.me/joinchat/AAAAAEDkQ38J69C8mkNOmQ

بخشی از متن رمان

عد از اینکه دوش گرفتم لباسام رو پوشیدم و ارایش ملایمی کردم…

کمی عطر به گردنم زدم و از اتاق بیرون رفتم…

وارد اشپز خونه شدم که با دیدن میز خشکم زد…!
باورم نمیشد شاهین میز به این مرتبی و قشنگی بچینه…

+به به…
چه شوهری دارم من…

به سمتم چرخید و خندید…
صندلی رو عقب کشیدم و نشستم…

خودشم بعد از اینکه غذاهارو آورد،رو به روم نشست…

مشغول غذا خوردن بودیم که شاهین گفت:

_میخواستم بریم لندن…
پاریس…هرجایی که به ذهنت برسه…
ولی میخوام یه کار دیگه بکنیم…

+چیکار؟!

_با ماشین کل ترکیه رو بگردیم…از هوایی رفتن خسته شدم…
میخوام خودم راننده باشم…
چطوره؟

دانلود رمان ورود عشق ممنوع بدون سانسور

307

بازدید

۲۸ام آبان ۱۳۹۶
 کانال جدید ها 96

دانلود رمان ورود عشق ممنوع بدون سانسور

رمان ورود عشق ممنوع از نیلا

رمان عاشقانه ورود عشق ممنوع بدون سانسور

دانلود رمان ورود عشق ممنوع بدون سانسور

دانلود رمان ورود عشق ممنوع بدون سانسور

نام رمان :رمان ورود عشق ممنوع

به قلم :نیلا

حجم رمان : ۲٫۶۹ مگابایت

خلاصه ی از داستان رمان:

ژاله دباغ دختری با اعتماد بنفس پایین و فوق العاده دست پاچلفتی که همیشه با تمسخر همکارانش روبروست و هنوز بعد از چندسال سابقه ی کار؛ همچنان کارمند جزء قسمت بایگانی شرکتشونه…

صفحه ی اول رمان:

ادما تو زندگی در برخورد با دیگران رفتار و اخلاقهای متفاوتی از خودشون نشون می دن و به نوعی با محیط اطراف و اتفاقات پیرامونشون ارتباط بر قرار می کنن در واقعه هر کس اخلاق خاص خودشو داره
مثلا بعضیا می تونن خیلی خشک و جدی باشن مثل بابای خدابیامرزم انقدر خشک و جدی که اگه یه شب با کمربند به جون مادربد بختم نمی یوفتاد شام از گلوش پایین نمی رفت
و یا خیلی شوخ طبع و بذله گو………….. مثل اقای کیهانی دربون شرکت
حرافترین و مزخرفترین موجودی که تو زندگیم می شناسم
کسی که بزرگترین ارزوی زتدگیش خرید یه پراید کار کرده است با نازلتریین قیمته

یا می تونن فوق العاده لوس واز خود راضی باشن……………. مثل مژگان
در واقع مژگان کپی برابر اصل باربیه تازگیا دماغشو عمل کرده و فکر می کنه زیباترین و بدون نقص ترین دختریه که تو شرکت وجود داره و خواستگار گر وگر از درو دیوار براش ریخته

یا انقدر مهربون و دلسوز باشن که ادم در کنارشون احساس شادی و شعف کنه …………مثل صاحب خ و نه عزیزم که اگه اجاره یک ماهش عقب بیفته علاوه بر داد و بی داد های مداوم و گوش خراشش باید تمام درسا و پروژه ی بچه هاشو یه شب مونده به تحویل بی کمو کاست انجام بدم

برای دانلود رمان به ادامه مطلب مراجعه کنید

Page 4 of 11« First...23456...10...Last »